*طبرستان(اولین وبلاگ استان گلستان - گرگان )*


   گزارشی از کرکری خوانی طرفداران کاندیداهای غرب استان گلستان:   
طرفداران رحمت الله جلالی و دکتر نورقلی پور برای جلب آرا به استدلال های متعددی درمورد این دو بزرگوار متمسک می شوند. عمده این استدلالات، در این وجیزه در سه قسمت می آید:  
الف: سابقه سیاسی: 
طرفداران آقای جلالی در بیان قوت ایشان، سیاست ورزی سی ساله ایشان در منطقه و غرب استان را بعنوان نقطه قوت جلالی می آورند. به زعم آنها، حضور مداوم و سی ساله ایشان در یکی از جناحهای کشور، از ایشان شخصیت امین و بدون مذبذی بوجود آورده است. از این رو ایشان فردی است که در این سی سال بدور از افراط گری های موجود، ضمن تعامل با گروههای سیاسی هیچ گاه از جاده تعادل خارج نشده است و حضور ایشان اعتباری برای گروههای همسو بوده است. نقطه نظرات سیاسی ایشان هم بصورت شفاهی و هم کتبی موجود می باشد. 
طرفداران نورقلی پور این حضور مداوم در یک جناح سیاسی را به پایداری چی بودن جلالی تعبیر می کنند و سعی در این همانی ایشان با شخصیت های افراطی دارند. 
طرفداران دکتر نورقلی پور نیز قبول دارند که سابقه سیاست ورزی ایشان ندک می باشد ولی حمایت اصلاح طلبان از ایشان را بعنوان نقطه قوت جناب نورقلی پور مطرح می کنند و به نظر آنها  این  حمایت می تواند این نقطه ضعف را جبران نماید. 
طرفداران رقیب می گویند باتوجه به اینکه هیچ اظهار نظر سیاسی شفاهی و یا مکتوب از دکتر در مورد تحولات سیاسی منطقه و یا کشورمشاهده نشده و اگر موردی بوده در جمع های محدود خودمانی بود، نمی توان نتیجه قاطعی از اندیشه سیاسی وی بدست آورد. طرفداران جلالی این عدم شفافیت مواضع دکتر را دلیلی بر موج سواری مقطعی در هنگامه انتخابات تعبیر می کنند و این سوال را مطرح می کنند که آیا این موج سواری موقتی می تواند به خدمت رسانی به مردم منطقه منتهی شود یا اینکه تنها برای خدمت به یک جناح خلاصه می گردد. 
ب: پیشینه اداری و عملکرد منطقه ای: 
از لحاظ عملکرد کاری نیز طرفدران جلالی بر عملکرد ملموس وی در منطقه ترکمن صحرا، آق قلا، بندرترکمن و کردکوی اشاره دارند که ایشان در سابقه 30 ساله خود، خدماتی در بخش آموزش و پرورش انجام داده است. حداقل یک مدرسه 10 کلاسه در یک منطقه محروم ترکمن صحرا با حمایت ایشان ساخته شده است. آنها می گویند او عمر خود را صرف خدمت به بخش آموزش و پرورش کرده است و بهمین خاطر ، نقاط ضعف و قوت او در مرعی و روبروی دید مردم بوده است. بنظر این طرفداران، این در دسترس بودن و نشست و برخاست با عامه مردم، نقطه قوت او محسوب می شود. 
طرفداران نورقلی پور، سابقه خدمت آموزش پرورش را در عوض نقطه ضعف جلالی محسوب می کنند و مدیریت آموزش و پرورش در یک شهرستان کوچک و بی اهمیت!! از نظر آنان واجد ارزش چندانی نیست که بتوان با آن مانور داد. نمایندگی پارلمان نیازمند رزومه های شکوه مندانه تری است. 
اما از سوی دیگر ، طرفدران دکتر نورقلی پور، با استناد به تخصصی بودن رشته تحصیلی، ایشان را متخصص توسعه منطقه ای می دانند که می تواند از این تخصص خود در جهت بهبود توسعه منطقه استفاده کند. این نگاه به زعم آنها ارزشمند می باشد و یکی از دلایل عدم توسعه منطقه ، همین نگاه غیر تخصصی داشتن می باشد.
 طرفدران جلالی، این نگاه را البته ، حواله کردن خدمت به آینده می دانند و بقول معروف آن را نسیه دانسته و نسبت به آن مشکوک می باشند. به زعم آنها، حواله کردن خدمت رسانی و عملکرد مطلوب به آینده ای که معلوم نیست کی و کجا خواهد بود، شکننده و نامطمئن است که بقول حافظ .....قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست.....قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند
ج: پیشینه زیستی و زندگی در میان مردم منطقه:
این مورد هم یکی از موضوعات دیگری است که طرفداران جلالی در مقابل حریف از آن بهره برداری می کنند. به زعم آنها خدمت مستمر سی ساله در منطقه از جلالی بعنوان گزینه مناسب برای نمایندگی همین مردم و نه جناحهای قدرت بوجود آورده است. اگرچه ایشان متعلق به یک جناح سیاسی است اما قبل از همه ، ایشان در این منطقه زیست کرده است و با مردم نشست و برخاست کرده است و دردهای مردم را از نزدیک دیده و شنیده است. 
طرفداران دکتر نورقلی پور این موضوع را به استهزا گرفته و آن را بعنوان عدم شناخت ایشان از تهران تعبیر می کنند و فردی حتی عنوان کرده بود که آقای جلالی بدلیل زندگی در گرگان و منطقه غرب، در صورت ورود به تهران، نیاز به یک لیدر و راهنما داشته باشد تا خیابان ها را یاد بگیرد.
طرفدران نورقلی پور اشاره ای به سابقه زندگی وی در این منطقه ندارند. آنها آشنائی با دنیا و زندگی در خارج از کشور و تحصیل در خارج از کشور را بعنوان مزایای وی مطرح می کنند که  در دولت جدید از مزیت های یک سیاستمدار به شمار می آید. به زعم آنها نیازی به زندگی در این محل به مدت طولانی نیست بلکه ایشان به مشکلات آگاهی دارند و می توانند با توجه به حمایتی که از سوی دولت می شوند نسبت به حل مشکلات اقدام کنند
طرفدران جلالی به این نقطه نظر خرده می گیرند که فردی که سابقه زندگی طولانی در این منطقه را نداشته است چگونه می تواند درد دل مردم را بفهمد. او شاید مهره خوبی برای جناح های مرکز نشین باشد ولی در این منطقه ، ارتباط معناداری با مردم عادی نخواهد داشت.
لینک
   چرا رحمت جلالی نماینده خوبی برای مجلس شورای اسلامی نیست؟   
گاه و بیگاه، شنیده می شود که برخی از مخالفین، اظهار عقیده می فرمایند که رحمت جلالی انسان اخلاقی، شریف و بسیار خوبی است ولی من به او رای نمی دهم چون مناسبتی با مجلس فعلی و یا تناسبی با مدیریت منطقه ای ندارد. 
دلایل آنها اگرچه ساده ابتدائی است ولی در عین حال در لباس جانبدارانه و دلسوزانه بیان می شود. به زعم آنها «رحمت جلالی در قلب من جای دارد ولی در برگ رای من  اسمش نخواهد بود». گو اینکه آدم های اخلاقی، شریف و خوب درصورتی خوبند که مطابق با معیارهای من رفتار کنند..
دلایلی که آنها مطرح می کنند، سیاسی، اقتصادی و عقیدتی است.
اما چرا حاج رحمت به درد مجلس شورای اسلامی نمی خورد: 
1-  از نظر سیاسی برخی از این افراد عقیده دارند، حاج رحمت جلالی در عملکرد سیاسی چندساله اش، مسبب تمام رد صلاحیت های اصولگرایان، اصلاح طلبان از زمان حضرت آدم علی نبینا و علیه السلام تا کنون بوده است. رحمت جلالی مهندس اول در همه انتخابات های بعد از انقلاب بوده است. باعث و بانی روی کار آمدن عباس محمدی، قاسم کیا و نظری مهر، عملکرد حاج رحمت جلالی بود. 
رحمت جلالی در پوشش خنده به اصولگرایان و اصلاح طلبان از پشت خنجر می زده است. البته همانطور که پیش از این گفته شد، این فرضیه وهن شورای نگهبان است و دلیل اینکه شورای نگهبان خود نسبت به این امر واکنش نشان نمی دهد بر هیچکس معلوم نیست. آیا به راستی قلع وقمع این همه آدم که جز خیرخواهی و اخلاق در سلوک او نمی توان یافت، امکان پذیر است؟ البته کسانی که می خواهند دروغ بگویند از اینکه حتی حاج رحمت جلالی را مسبب رد صلاحیت هاشمی در انتخابات 92 هم بدانند، ابائی ندارند. 
2-  حاج رحمت در امر سیاست و بازی سیاسی بسیار ساده عمل میکند بیش از حد به اصولش پایبندی دارد: به زعم این گونه افراد، حاج رحمت قواعد بازی سیاسی در غرب استان را آنگونه که آنها فکر میکنند را بلد نیست. یا اگر می داند، اراده اجرای آن را ندارد و چون نمی خواهد اجرا کند، مستحق ورود به مجلس نیست. بنظر آنها ایجاد ائتلاف و یا اتحاد و یا ایجاد مرزبندی های مصنوعی و استفاده از چاشنی تخریب در برخورد با رقبا، از مواردی است که در سیاست پیشگی دنیای امروز وجود دارد و حاج رحمت نمی خواهد واقعیت دنیای سیاست در امروز را بپذیرد . بهمین خاطر وقتی که نمی خواهد بپذیرد، چه لزومی دارد که به مجلس برود
3-  از نظر اقتصادی برخی بر این عقیده اند، حاج رحمت جلالی انسان خوبی است ولی بدرد مجلس نمی خورد: به زعم این نوع افراد چون حاج رحمت انسان خوبی هست و در باندهای ثروت عضویت ندارد و موضوعات اقتصادی(نه اقتصادی صرف بلکه کاسبی به معنای دلالی و کارچاق کنی) را بلد نیست، به درد مجلس نمی خورد. به زعم انها برای هر نماینده مجلس مطلوب، مقداری شیشه خرده لازم و ضروری است. گو اینکه به جامعه تزریق می کنند که نماینده متناسب مجلس، نماینده ای است که در حدی در باندهای ثروت و قدرت دست داشته باشد. افراد اخلاقی همیشه معذوریت اخلاقی دارند و نه خود می خورند و نه می گذارند ما بخوریم. شاید ممکن است ورود چنین افرادی، خواب باندهای ثروت و قدرت را پریشان کند. 
4-  از نظر عقیدتی برخی بر این اعتقادند حاج رحمت مناسب نمایندگی پارلمان نیست چون متعلق به دهه 60 هست تا این دوره: به زعم این افراد دهه 60 دهه افرادی است که مخلصانه و بی ریا و بدون چشمداشتی برای انقلاب و مردم کار می کردند. الان در مقابل هر هزینه ای باید فایده اش را نیز سنجید. وگرنه به فرد دموده و از رونق افتاده تبدیل شده ای 
5-  برخی از افراد هم شعار می دهند که حاج رحمت در قلب من هست ولی در برگ رای من نیست زیرا اطرافیانش افراد خوبی نیستند: این هم از شگردهای دیگری است که برای تخریب افراد بکار گرفته می شود. حاج رحمت نکته اتکای توازن اخلاقی، سیاسی برای همه گروهها می باشد. اطرافینانش از اینکه حاج رحمت در ستادهای تبلیغاتی اش پول چایی هم نداشته و از گرسنگی مانده اند از دستش عصبانی هستند. این اطرافیان که بدون چشم داشت برایش فعالیت کرده اند، شایسته پاداش هستند.
لینک
   محتوای نقدهای وارده بر رحمت الله جلالی در روزهای اخیر   
بنا به دلایلی که قبلا توضیح داده شد یعنی ازدواج برخی از افراطیون سلیقه های به ظاهر ناهمگون و با استناد به سه اصل  و استراتژی 1- ناسیونالیسم منفی یا «شت مرغانه باشه محلی باشه» 2- هرکس بجز رحمت( انگار ایشان تاکنون 5 دوره نماینده مجلس بودند و در دور قبلی هم با رای مشکوک نفر دوم شدند!!!!) و 3- اختلاف در کردکوی و ماهیگیری در بندرترکمن ، هجمه ای به حضور حاج رحمت شد. در مطلب قبلی بیشتر به تیپ منتقدان پرداخته شد اما امروز به محتوای نقدها پرداخته می شود: 
1-  اولین انتقاد آن است که ایشان در پشت تمام رد صلاحیت های این دوره قرار دارد: 
البته بقول حضرت امام در توجیه ولایت فقیه و حکومت اسلامی که می فرمایند تصور موجب تصدیق می شود، اتفاقا یک لحظه تصور این موضوع باعث عدم تصدیق می شود. شورای نگهبان، هیات نظارت در رد یا تایید صلاحیت های خود مکانیزم های منحصر به فردی ایجاد کرده است که بعضا سخت گیرانه تر از موارد قانونی است. احتمالا آنها برای این کار خود حجت شرعی دارند. اما در منطقه ای بنام غرب استان گلستان، تبیین نقش و جایگاه حاج رحمت جلالی در تایید و یا رد صلاحیت های هیات نظارت و شورای نگهبان، مبهم، غیر شفاف، موهن، بدور از واقعیت های موجود، عوام فریبانه، ژورنالیستی و سخره آمیز است. رحمت جلالی به چند دلیل بسیار روشن نمی تواند نقشی در ماجرای تایید و یا رد صلاحیت ها داشته باشد: اول اینکه ایشان به مدت 5 سال با شورای نگهبان و هیات نظارت ارتباط ارگانیک ندارد. بدلیل ظن کاندیدا بودن، ایشان در جلسات و تصمیم گیری های این 5 ساله دعوت نمی شود. دوم اینکه اگر حاج رحمت جلالی می توانست چنین مهندسی برای انتخابات غرب استان انجام بدهد، در وهله اول تلاش می کرد تعداد کاندیداهای با منشاء کردکوی را کم کند . زیرا نیک می دانیم پایگاه اصلی رای حاج رحمت جلالی در وهله اول کردکوی و روستاهای کردکوی هستند و در این دوره میزان کاندیداهای کردکوی و روستاهای آن بیشتر از افراد دیگر هست. سوم اینکه شائبه مهندسی انتخابات از سوی حاج رحمت جلالی بعنوان تنها مهندس این انتخابات در غرب استان ، هم برای شعور مخاطبین و هم برای جابگاه شورای نگهبان موهن و اهانت آمیز می باشد. 
2-  حاج رحمت دارای نظرات افراطی مانند رسائی و ... است. 
اینکه افکار حاج رحمت جلالی در دایره اصولگرایان هست، نه خود انکار می کند و نه دیگران از آن ناآگاهند. بهمین خاطر ایشان در این دوره از سوی اصولگرایان بعنوان کاندیدای غرب استان معرفی شده است. اما تشابه ایشان به نظرات افرادی مانند رسائی و یا آقای طاهری، ناشی از عدم شناخت کامل می باشد. زیرا :
اولا حاج رحمت جلالی در عین اصولگرا بودن، و پایبندی به اصولگرائی، نسبت به دیگر همفکران خود، دارای استقلال رای بیشتری می باشد. این استقلال رای را در دوره قبل نشان داده است. علیرغم اینکه اصولگرایان از طریق لابی های صورت گرفته از کاندیدای دیگری حمایت کردند، او بر نظرات خود و انتقادات عملی خود کم نکرد. او در مقابل برخی از اعضای شورای نگهبان مستندات غیر قابل انکار را مطرح کرد. در حالیکه اگر استقلال رای نداشت، هیچ حرکتی انجام نمی داد.
 ثانیا اینکه حاج رحمت جلالی دارای روحیه اصلاحی و مدارا با منتقد و عدم توهین به افراد، شخصیت ها و در نظر گرفتن جایگاه انسانی آنها است. اگر در یک جمله بخواهیم ایشان را تعریف کنیم می توان گفت اصولگرای انسان گرا است که تعامل او با جبهه مقابل کمتر از تعامل او با جبهه خودی نیست. این اتفاقا نیاز امروز ماست که بدون توهین، فحاشی و تنها در عرصه کلام و منطق با یکدیگر گفتگو و دیالوگ برقرار کنند
ثالثا اینکه عملکرد و سخنرانی های حاج رحمت جلالی در طول دوره انتخابات قبلی و فعلی و شعارهای مطرح شده نشان می دهد که ایشان بر تفاهم همه گروهها و افکار و سلیقه های موجود در کردکوی بعنوان نقطه مرکزی هر گونه توسعه و حل مشکلات منطقه ایمان قلبی و عملی دارد. 
رابعا آیا فراموش کرده اند همین حاج رحمت جلالی بود که به پیشنهادهای غیر اسلامی و غیر قانونی در دوره قبل، پشت پا زده بود و بهمین خاطر از سوی همقرانهای خود به دهه شصتی بودن متهم شد؟ آیا از یک اصلاح گرا و یا اصولگرا، جز این انتظار دارید که در هیچ حال به آرمان ملت و قانون خیانت نکند؟؟
3-  حاج رحمت جلالی دارای سوابق مدیریتی ملی نیست:
این موضوع بیشتر از ناحیه کسانی عنوان می شود که طرفدار کاندیداهایی با عناوین پرطمطراق هستند. گو اینکه اگر هرچه عناوین در رزومه افراد بیشتر باشد، آنها صلاحیت بیشتری برای حل مشکلات پیچیده یک منطقه بسیار پیچیده و متنوع السلیقه دارند. گو اینکه فردی عنوان می کرد که حد اقل در چارراه طهران پارس رها شود گم نشود.....و کاندیداهای مقابل این چنین هستند. و به زعم او گم نشدن در چارراه طهران پارس فرد را qualify و واجد صلاحیت می کند. در اینکه برخی از نامزدها دارای سوابق مدیریتی ملی بودند، نیز نمی توان شک کرد. ولی چند نکته حائز اهمیت است: 
اول اینکه باید روشن شود این عناوین پرطمطراق آیا در دوره حضور آنها در مسندهای ملی به ایجاد فرصت های توسعه ای برای غرب استان منتهی شده است یا نه و یا اینکه تنها بعد از بازنشستگی باید به کار مردم این منطقه بخورد؟؟ 
دوم اینکه کیست نداند که اعطای پست ها در این آب و خاک ، بیشتر از همه ناشی از شناخت های بلافصل مدیران از یکدیگر و سوابق مشترک تحصیلی و همکاری است. بسیاری نیز براساس توصیه عمر و زید  پستی را اشغال و یا از آن خارج می شوند. نظام سیستماتیک مانند نظام های توسعه یافته در اعطای پست های حساس وجود ندارد. آنها نیز با آزمون و خطاء در این پست ها نشسته اند و چه بسا شاید واجد هم بوده اند و یا اینکه حق الناسی را هم ..........
سوم اینکه حاج رحمت جلالی بخاطر اصولگرا بودن و برخی ملاحظات اخلاقی بر بسیاری از پیشنهادات مطرح شده چشم بست و تنها به این بسنده کرد که من در امر اموزش و پرورش خبره ام و در دوره مسئولیت خود تنها به این موضوع وارد می شوم. در این چند سال نیز با مطالعه و همنشینی با مردم، تلاش می کنند که این تجربه مدیریتی را در جای دیگر مصروف خدمت کنند.
لینک
   نقاط ضعف و قوت دو کاندیدای غرب استان   

 

هم اکنون، حاج رحمت جلالی و دکتر نورقلی پور، مشغول یارگیری از میان گروههای سیاسی، اقشار مردمی، نیروهای مذهبی و طرفدراران و لیدرهای کاندیداهای شکست خورده هستند. طرفدران آنها به نقاط ضعف و قوت کاندیدای خودو دیگری اشاره می کنند تا شاید، دل تعداد بیشتری از مردم را بربایند.بدیهی است این دو کاندیدای برتر غرب استان گلستان هر دو کفایت لازم سیاسی، تحصیلی و اخلاقی و دینی لازم را برای نمایندگی  مردم شریف غرب استان را دارند. ذیلا به برخی از شاخص ها که می تواند نقاط قوت و یا ضعف هریک از این دو بزرگوار باشد اشاره مختصر می کنم:

1-      حمایت دو جناح شناسنامه دار سیاسی از هردو:

خوشبختانه، دوجناح شناسنامه دار و مقتدر سیاسی کشور، از هر یک از دوکاندیدا حمایت می کنند. اصولگرایان از حاج رحمت جلالی و اصلاح طلبان از نورقلی پور. حمایت این دو جناح سیاسی برای این کاندیداها، هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف محسوب می شود. نقطه قوت سرازیری حمایت های هواداران آنها به سمت افراد معرفی شده می باشد. کاندیداها نیز از عنوان، برند و اسم این گروهها و همچنین ایده های صیقل خورده سیاسی و اقتصادی آنها استفاده می کنند. اما این نقطه قوت، تحت شرایطی می تواند به نقطه ضعف آنها بدل گردد:

اول اینکه تاکید هر کدام از آنها بر روی حزب و جناح خود، طبعا باعث دوری بخش خاکستری رای دهندگان که دل در گروِ هیچ یک از احزاب کلان کشور ندارند، می شود. بنظر می آید تنها 20 درصد از ترکیب اراء در غرب استان حزبی و جناحی است.

دوم اینکه اگر حمایت هواداران سیاسی این دو، به افراط کشانده شود، و هواخواهان افراطی به گونه ای تبلیغ کنند که گوئی از مردم طلبکارند، این حمایت به ضد خود تبدیل می گردد. هر حرکتی از سوی هواداران دو طرف مورد رصد و بازبینی قرار میگیرد.

سوم اینکه باتوجه به برابری نسبی این دو حزب در جلب کرسی های مجلس در انتخابات کشور، نمی توان نقطه قوتی برای هرکدام قائل شد. اگرچه اصلاح طلبان که در تهران به برتری مطلق دست یافته اند و از این امتیاز برای ایجاد فضای روانی به نفع نامزد خود بهره برداری میکنند ولی در مقابل اصولگرایان که تعداد زیادی از کاندیداهای آنها در شهرستان ها کرسی های مجلس را فتح کرده اند، نیز می توانند با آگرینداسمان پیروزی خود در شهرهایی بجز تهران، روند حمایت از احزب خود در شهرستان ها را برجسته نمائی کنند و بگویند« ایران فقط تهران نیست.»

 

2-      بیوگرافی دو کاندیدا:

غور در بیوگرافی دو کاندیدای برتر این دوره نشان می دهد که هر دو کفایت لازم برای ورود به مجلس را دارند.

رزومه تحصیلی:

 اگرچه در تدوین رزومه، آقای نورقلی پور حرفه ای تر عمل کرده است اما برخی استدلال میکنند که فهرست کردن اصطلاحات عجیب و غریب در بیوگرافی جناب دکتر نورقلی پور، ارتباط مستقیمی میان رای دهندگان عادی و این کاندیدا برقرار نمی کند. استفاده از عناوین انگلیسی تنها به جهت پرکردن رزومه شاید موجب دلزدگی نیز گردد. جناب رحمت جلالی لیسانس مدیریت آموزشی را از دانشگاه علامه طباطبائی دریافت کرده است و جناب نورقلی نیز از دانشگاه پونا در رشته نسبتا ناشناخته ژئوماتیک.

رزومه کاری:

در بخش عملکردهای دو کاندیدا هرچه سابقه حاج رحمت جلالی اجرائی است، به همان نسبت سابقه جناب دکتر نورقلی پور، علمی و غیر اجرائی است. عمده کارهای برجسته اجرائی ایشان عضویت در کمیته فنی و تدریس متون آکادمیک بوده است. در عوض، جلالی در عمر 30 ساله خدمت در دستگاه دولتی، بجز دوران تحصیل و جنگ، مدتی در جهاد سازندگی و بقیه عمر خود را در آموزش و پرورش گذرانده است. حاج رحمت جلالی عمده فعالیت های خود را در بخش ترکمن نشین اق قلا و بندرترکمن سپری کرده است. در این بخش می توان این نکته را یادآور کرد که خدمات آقای جلالی ملموس و در معرض دید مردم بوده (بعنوان نمونه چند مدرسه دردوران مدیریت وی بر آموزش پرورش ساخته شده ) و خدمات جناب دکتر نورقلی پور، پنهان و غیر ملموس می باشد.

رزومه سیاسی:

حاج رحمت جلالی نسبتا در طول دوران خدمتش، یکی از چهره های برتر سیاسی اصولگرایی در غرب استان بشمار می رود. ایشان فعالیت های اجرائی سیاسی هم در بخش نظارت بر انتخابات و هم تشکیلات اصولگرائی داشته است. برای به کرسی نشاندن گروهش ، تلاش کرده، هزینه سیاسی پرداخت کرده ، به جلب نظر دیگران پرداخته ، عرق ریخته و بخاطر همین امر، گروه اصولگرایان ایشان را در فهرست خود قرار دادند.

جناب آقای دکتر نورقلی پور نیز از حمایت یک جناح قدرتمند سیاسی برخوردار است. اما متاسفانه در روزمه منتشره از ایشان فعالیت های سیاسی خاصی اظهار نشده است. بنظر می رسد براساس آنچه که در رزومه ایشان آمده است(تحصیلات در مقطع دکترا در سالهای 2009-2013)، ایشان در مهمترین نقطه اوج فعالیت سیاسی حزب متبوعش یعنی سال 88 از صحنه غایب بوده است. ایشان چهره برجسته ای در تحولات سیاسی میان مردم منطقه ترکمن صحرا آنگونه که مهندس ایری، نازمحمد ولی پور و... بوده اند، نبوده است و انتخاب وی نیز معلول تلاش افراد و اجماع بوده است.

 

3-      جغرافیای رای:

یکی دیگر از نقاط قوت و ضعف این دو بزرگوار در پراکندگی وجغرافیای رای ایشان بوده است. پراکندگی رای آقای رحمت الله جلالی و نورقلی پور نشان می دهد که این دو هرکدام در پایگاههای قومی خود دارای مزیت بودند. گمیشان  نقطه قوت اصلی برادر نورقلی پور و کردکوی نقطه اصلی قوت حاج رحمت جلالی می باشد، مقایسه کنید 6000 رای در بندرگز(در مقابل 733 رای نورقلی)، 1500 رای در گمیشان (در مقابل 13000 رای که نقطه اصلی عزیمت ایشان می باشد)، 14600 رای در کردکوی در مقابل 1700 رای نورقلی پور و 2600 رای در بندرترکمن در مقابل 17 هزار رای نورقلی پور.

این امر نشان می دهد، همچنان این دو بزرگوار از چهار شهر، هر کدام می توانند در دو شهر رای اول بیاورند.

4-      حواشی کاندیداها:

چهره جناب دکتر نورقلی پور بواسطه ناشناخته بودن و عدم فعالیت سیاسی قبلی در ترکمن صحرا، همچنان  در هاله ابهام قرار دارد. شناخت زیادی از سابقه ایشان وجود ندارد. این عدم سابقه شاید به خوش سابقگی ترجمه شده است. البته نبود یک سابقه روشن، هم حسن این کاندیدای جوان است و هم عیب ایشان. عیب از این جهت، که نمی توان به هندوانه سربسته اعتماد نمود. مخصوصا تلاش این روزهای طرفداران فارس به استفاده از برند اصلاح طلبان برای ایشان ، توان قابل ملاحظه ای برای اقناع ایجاد نکرده است. جز اصلاح طلبی، ماده خام تبلیغاتی دیگری برای اصلاح طلبان وجود ندارد.

از سوی دیگر، رحمت لله جلالی، از سوی برخی از طرفداران رقبای خود بخصوص افرادی که رد صلاحیت شده اند، متهم به مهندسی رقابت های انتخاباتی و دخالیت در ردصلاحیت کاندیدای مورد نظرشان شده است. این امر اگرچه به مرور زمان به یک فکاهی تبدیل شده است ولی همچنان گریبان کمپین انتخاباتی او را گرفته است. این امر نیز می تواند به نقطه قوت او تبدیل گردد به شرطی که همچنان از سوی مخالفان وی دامن زده شود و آن را به امری ضد خودش تبدیل کند. مضافا اینکه استراتژی سلبی از سوی برخی از کاندیداها، کارائی خود را از دست داده است.

5-      یارگیری های انتخاباتی:

این دو همچنان به دنبال یارگیری های انتخاباتی و جلب نظر کاندیداهای دیگر هستند. بنظر می رسد تبلیغاتی کردن پیوستن برخی از اعضای ستاد های کاندیداها، از لحاظ روانی به طرفداران فعلی وی هیجان و انرژی جدیدی داده است. از این لحاظ ستاد رحمت جلالی یا نسبت به رقیب عقب مانده است و یا اینکه فعلا بخاطر سیالیت این گونه یارگیری ها، نیازی به تبلیغاتی کردن آن ندارد. 

لینک
   ابزار تبلیغاتی رحمت الله جلالی کاندیدای غرب استان در مرحله دوم   

رحمت الله جلالی و رامین نورقلی پور دو کاندیدای غرب استان، این روزها سخت مشغولند تا با رایزنی با افراد و گروهها و سفر های متعدد به گوشه و کنار غرب استان گلستان، هر چه بیشتر، کفه خود را سنگین تر نشان بدهند. در این مسیر ابزارهای تبلیغاتی دو طرف، بعضا مشابه و بعضا متفاوت می باشد. ذیلا به بخشی از این ابزارهای تبلیغاتی که البته لزوما مورد تایید شخص دو کاندیدا نیست و ممکن است از سوی طرفداران و یا حتی طرفدار نماها باشد، طراحی شده باشد، اشاره می شود

1-      کانال های تلگرامی مجازی

یکی از مهمترین ابزارهای مورد استفاده از سوی این دو کاندیداها ، کانالهای مجازی تلگرامی است که قریب به یک هزار نفر را حول خود جمع کرده است. کانال تلگرامی یک هزار نفره رحمت الله جلالی از سوی کانال های حاشیه ای و وابسته دیگر نیز تحت عنوان کانال های بندرگز، کردکوی، ترکمن ، برتر و... مورد حمایت قرار میگیرد. اما همچنان کانال تلگرامی انتخابات غرب استان که تحت مدیریت علی حجتی مقتدرانه تلاش کرده است عرصه ای برای بروز عقاید متنوع طرفداران هر دو کاندیدا باشد، می درخشد. در این گروه است که طرفداران دو کاندیدا با یکدیگر بصورت حضوری دیالوگ انجام می دهند.

بنظر می آید برخلاف موارد مشابه ، که پست ها و یادداشت های مخالف به محض درج، حذف می شود، در کانال رحمت الله جلالی، این موارد کمتر از معمول رخ می دهد. برخی از مخالفین بعضا به درج عقاید مخالف رحمت جلالی در گروه تلگرامی منسوب به وی و گروههای وابسته وی مبادرت می ورزند

 

2-      شعارهای تبلیغاتی

شعارهای تبلیغاتی از ابزارهای دیگری است که در کانال های تبلیغاتی نمود بیشتری دارد. در مقام مقایسه شعارهای تبلیغاتی حاج رحمت الله جلالی که در عکس نوشته های رحمت الله جلالی نمود دارد

اولا از تازگی و تنوع و ابتکار بیشتری برخوردار است.

دوم اینکه تنها نقطه ضعف این شعارها این است که برخلاف رقیب که دو یا سه شعار و پیام تبلیغاتی را روزانه تکرار می کند، (که البته از سوی برخی روزنامه نگاران حرفه ای توصیه می شود) این تاکتیک موثر تبلیغاتی در کمپین حاج رحمت جلالی وجود ندارد.

سوم اینکه محتوای شعارهای تبلیغاتی حاج رحمت جلالی نشان می دهد که وی بیشتر مباحث اجتماعی و زندگی معمولی مردم را نشان گرفته است. دلیل این امر عدم نیاز وی به مطرح شدن ویژگی سیاسی بودن خود می باشد و نیازی به آن نمی بیند.

چهارم اینکه شعارهایی مانند تفاهم همه سلایق سیاسی برای ساختن غرب استان، وحدت با رحمت محقق می شود، عزت باید به غرب استان بازگردد، برای توسعه استان دست غیورمردان کردکوئی، جوانمردان بندرگزی و صداقت پیشگان ترکمن را می فشارم، از جمله شعارهای مطرح شده، تنها هدفش ، وحدت و انسجام و ایجاد یک محیط رقابت سالم و جوانمردانه است.

 

3-      گروههای سیاسی

بنظر می اید استفاده از گروهها و چهره های شاخص سیاسی بصورت بسیار مشهودی در کمپین تبلیغاتی حاج رحمت جلالی مفقود است. حاج رحمت جلالی در بازدیدها و رایزنیهای انتخاباتی خود، راهی بجز راه رقیب برگزیده است. البته چهره های سیاسی غرب استان ، هنوز درحال سبک سنگین کردن حمایت خود از هریک از کاندیداها می باشند ولی شاید یکی از  دلایل عدم استفاده از آنها در تبلیغات رسمی در این مرحله این باشد که وی و مشاوران وی متفق العقیده اند که رای نه در بین گروهها و شخصیت های سیاسی ، بلکه در بین مردم عادی نهفته است و عقیده سیاسی و نظر جناحی، ظرفیتی بیش از حد فعلی ندارد. البته دلیلی ندارد که حاج رحمت جلالی در این دوره به مشق سیاسی  و آشنائی اولیه با چهره های سیاسی بپردازد.

 

4-      تخریب هواداران یا هوادار نماها

باتوجه به محوریت اخلاق در مرکز برنامه های تبلیغاتی حاج رحمت جلالی، عمده تلاش های مدیران کانال های تبلیغاتی مصروف این بوده است تا از عصیان ناشی از تحریک برخی از هواداران مقابل، کاسته شود. محورهای عمده تخریب حمله به نقاط قوت او و تبدیل آن به یک نقطه ضعف است از جمله ترسیم یک چهره سیاسی استخوان دار و ریشه دار بعنوان چهره ی پایداری چی، عامل اصلی رد صلاحیت های کاندیداهای غرب استان، پیشنهادهای غیر موجه اطرافیان وی به یک کاندیدا(که در صورت عدم تایید آن ، از موارد قابل پیگیری جزائی و کیفری است)، و....................می توان نام برد.

از سوی دیگر برخی از افراد نیز بصورت سازماندهی شده و با نام های مختلف و در لباس دلسوزی، در تلاش اند با اتخاذ استراتژی فرار به جلو،  هواداران رحمت جلالی را متهم به تخریب طرف مقابل و عامل عدم رای دادن مردم به او جلوه گر سازند. این حرکت مشکوک البته بعد از درج چند پیام، بی پایگی خود را نشان می دهد. بعد از نتیجه نگرفتن حمله به طرفداران و هواداران اصلی حاج رحمت جلالی مخصوصا ، شخص مهندس تیموری، فردی بنام احمد رایجی که عنوان مدیر اصلی کاندیدای رقیب را برعهده دارد، خود به کمک تخریب کنندگان شتافته است و چپ و راست، بصورت مستقیم شخص حاج رحمت جلالی را مورد حمله تخریبی شخصیتی قرار داده است. اگر ایشان را بازوی سمت راست کاندیدای رقیب بنامیم، که براساس عکس هایی که از ایشان در کنار شخصیت های سیاسی بهمراه ایشان ، چنین می نماید، بناچار باید نتیجه گرفت، روند تخریبی علیه حاج رحمت جلالی، سازمان یافته و از سوی یک اتاق فکر حرفه ای ومنسجم و از سوی گروههای افراطی هدایت می شود. 

لینک
   پیش به سوی اصولگرائی اصلاح طلبانه در غرب استان گلستان   

از آن روزی که مقام معظم رهبری در سال 1384 در کرمان فرمودند: "راه درست، اصولگرایی اصلاح طلبانه است" تاکنون تئوری سازی استواری در این خصوص از سوی جناحین انجام نشده است. انتخابات اخیر بسیاری از تحلیلگران را به این نتیجه کشانده است که سپهر آینده سیاسی کشور از آن  «اصول گرایان اصلاح طلب» و یا «اصلاح طلبان اصول گرا» ست که به عقلانیت و بلوغ سیاسی رسیده اند و اکثریت جامعه ایران را نمایندگی می کنند.

جناب دکتر نورقلی پور، بنا به شهادت رزومه منتشره ، اصلاح طلب سابقه دار نیستند ولی از سوی اصلاح طلبان حرفه ای و بخشی از آرای مردم عادی پشتیبانی می شوند. رحمت الله جلالی نیز اصولگرای استخوان دار منطقه غرب گلستان می باشند و از حمایت مردم عادی، اصولگرایان و ارزشگرایان برخوردارند. در مقام تعیین مصداق در غرب استان، هم جناب نورقلی پور و هم جناب جلالی واجد برخی از خصوصیات اصولگرائی اصلاح طلبانه و یا اصلاح طلب اصولگرا می باشند. هر دو به نظام معتقدند، هر دو اصول و ارزشهای مردم سالاری را باور دارند. هر دو به مقوله پیشرفت و توسعه ملی یقین دارند و راهکار عملی آن را در اتحاد و وحدت همه سلایق می دانند.

شخصا معتقدم که اصلاح طلبی و اصولگرائی به تنهایی، توانائی حل مشکلات منطقه ما را ندارد و کشور و منطقه نیازمند تلفیقی از خرد جمعی این دو جناح می باشد. بهمین دلیل  با توجه به شاخص های زیر ضروری است، اصولگرائی اصلاح طلبانه و یا اصلاح طلبی اصولگرایانه جایگزین وضعیت موجود شود:

اول: جلوگیری از تنش های فرسایشی احزاب:

برخی از تنش‌های فرسایشی میان مجلس و دولت که ناشی از ضعف های قانونی و ساختاری کشور می باشد، باعث ایجاد معضل در اداره کشور و این منطقه شده است. مجلس در دوره جدید نیاز دارد این ضعف های قانونی و ساختاری را جبران کند.

بعنوان نمونه آقای رحمت الله جلالی در تجربه سابق خود در مدیریت آموزش و پرورش بندرترکمن، قربانی زد و بندهای نماینده وقت مجلس با وزارت آموزش و پرورش شد و براثر فشارهای نماینده وقت مجلس، علیرغم عملکرد  مطلوب کاری از کار برکنار شد. دهها نمونه از این دست وجود دارد. این امور و موضوعات مشابه، به جد در روند اداره کشور اخلال ایجاد کرده است و نمایندگان را قادر ساخته است در انجام وظایف روزمره دولت اخلال ایجاد کنند.  

قطعا اختیارات مبهم و نامحدود به اسم نظارت، با اصول دمکراتیک و اصل تفکیک قوا تناسب ندارد. این امر در این دوره جدید از سوی نمایندگانی می تواند مطرح و اجرا شود که وکیل مردم باشند و بقول مقام معظم رهبری نه دولتی و نه ضد دولت باشند. توجه به این مهم باعث بهینه‌سازی نظام مدیریتی کشور و رفع مشکلات ساختاری خواهد شد.

دوم: ذات سیاست هنرمندی است:

سیاستمدار هنرمند است که مانند یک سفالگر باید مقدار گلی که به او سپرده شده است را به بهترین و زیباترین وجه در بیاورد. مصالح اصلی آن نیز واقعیت های موجود است نه آن چیزی که اکثریت یا اقلیت در تهران و یا شهرهای بزرگ به دنبال آن می باشند.

نماینده آتی غرب استان گلستان هرکسی که باشد، بعنوان یک هنرمند با مقدورات و محدودیت های فعلی سروکار دارد و برای جلوگیری از تصادم باید نیت های خیر و آمال دراز رها شود. تصادم منافع جناح ها ایجاب می کند، از تندروی جناحی پرهیز شود. یک جانبگی افراطی هم در دوره اصولگرایان و هم در دوره اصلاح طلبان باعث از دست رفتن بسیاری از فرصت ها شده است.  سیاستمداری که در غرب استان گلستان، می خواهد در سرسرای پارلمان کشور، هنرنمائی کند باید با عنایت به جبر جغرافیائی، و اقوام رنگارنگ گلستان تصمیمات همه جانبه به نفع کشور در درجه اول و به نفع همه شهروندان اتخاذ کند.

سوم: روی آوردن به مصلحت همه جانبه بجای مصلحت حزبی:

در برخی از کشورها، معمول است برای اینکه مصلحت بزرگتری به کرسی بنشیند، علیرغم محبوبیت برخی از احزاب، مردم به جهت آن مصلحت، به فردی رای میدهند که بیشترین مصلحت و منفعت را برای کشور و یا منطقه ایجاد نماید. در این صورت، انتخابات به عرصه برد و باخت تقلیل پیدا نمی کند بلکه مقهور خرد جمعی می شود. انتخابات باعث فرسایش قدرت و انسجام ملی و منطقه نمی شود و مردمسالاری خرد جمعی جایگزین مردمسالاری برد و باخت حزبی می شود. بجای اینکه ائتلاف امید در پارلمان قرار گیرد، ائتلاف مصلحت جمعی و یا خرد جمعی و یا ائتلاف ملی در پارلمان حاکم می شود. ائتلافی که در آن هیچ بخشی از جامعه احساس بیرون رانده شدن از حاشیه نکند.

چهارم: نقش منفی سیاست جناحی در پویایی کشور:

در دوره دولت قبل،  سیاست بیش از حد «جناحی» ‌شد. «پویایی»٬ «آزاد اندیشی» «خلاقیت» و «مشارکت» جامعه مغفول واقع شد و بسیاری از موضوعات مهم تنها به این دلیل مشروع شد که بخشی از جناح حاکم آن را قبول دارد و یا اینکه جناحی دیگر با آن سرناسازگاری دارد. آقای دکتر پزشکیان نماینده فعلی مجلس که سابقه وزارت بهداشت را دارد، در اظهار نظری گفتند « مبنای کار مجلس حرف حق و نه جریان‌های سیاسی باشد وی گفت که باید در مجلس از حرف حق دفاع کرد و مبنای کار حرف‌های راست و درست و نه جریانی باشد»

همین خطر هم اکنون نیز در کشور وجود دارد. برخورد با این تفکر یک دست کردن حکومت در همه زمان ها نیاز ضروری است. ما نیازمند مجلسی هستیم که عقلاء دو جناح در آن حضور داشته باشند. نفی سوگیری جناحی البته تباینی با دمکراسی ندارد. سیاست جناحی با سوق دادن کشور  به سمت دوقطبی، میان مردم شکاف و دشمنی و نفرت ایجاد میکند و اهداف مشترک را قربانی تعصبات می کند.  

امروز مواضع سیاسی بسیاری بیش از آنکه محصول اندیشه های مستقل و بومی باشد، تکرار مواضع و کلیشه های جناحهای مرکز نشین می باشد. برای پیشرفت گلستان و غرب گلستان، نیاز داریم جناحهای سیاسی موجود، ابزار دست ملت ترکمن، فارس، سیستانی، هزارجریبی باشد نه اینکه این اقشار شریف، آلت و ابزار دست جناحهای قدرت مرکز نشین باشند

لینک
   ترکمن یا فارس؟ شیعه یا سنی؟ اصلاح طلب یا اصولگرا؟ بد یا بدتر؟   

با اعلام نتایج انتخابات در حوزه غرب استان، هم اکنون صف بندی های انتخاباتی در حال شکل گیری است. رقابت های زیر پوستی در میان هواداران، در جریان است. اکثر این افراد یک تم و موضوعی برای توجیه هوادران برگزیده اند. باتوجه به محتوای رقابت های انتخاباتی در دور دوم انچه که در کمپین هواداران جناب دکتر نورقلی پور(نه از سوی ایشان) نمود دارد،  یکی از سه تم و یا هر دو و یا هر سه تشکیل می دهد.

الف: تاکید بر دوگانه ترکمن و فارس بودن ،

این تم تبلیغاتی بیش از همه مورد نظر ملی گرایان و قوم گرایان است. آنها بر این امر تاکید میکنند تا شکاف هایی که به ظاهر در ذهن خود برای این منطقه کشیده اند، بیشتر افزایش یابد. طرح شعارهایی مانند مگر اینکه ترکمن غیرت نداشته باشد که یک فارس به مجلس برود، و یا ننگ است برای ترکمن ها، بیش از همه دمیدن بر ناسیونالیسم افراطی از سوی برخی از هواداران این کاندیدای محجوب است.

ب: تاکید بر دوگانه شیعه یا سنی؟

طرفداران طرح این نوع روش و شیوه تبلیغاتی نیز تلاش دارند، انتخاب جناب نورقلی پور را در یک فضای بسیار گسترده تر حضور نمایندگان اهل سنت در پارلمان کشور دنبال می کنند. بهمین خاطر کمک های معنوی احتمالا از سوی جناب اقای جلالی زاده ، نماینده شهیر سابق اهل سنت در کردستان و .... دریافت می کنند. از نظر آنان، حضور یک اهل سنت بیشتر به نفع آنان است و در ادامه تبلیغات برای اقناع بخش خاکستری افراطیون مذهبی این تاکتیک بیشتر بکار خواهد رفت. روحانیون ترکمن با توجه به رویه وحدت گرایانه شان، احتمالا تلاش می کنند فضا به سمت افراط حرکت نکند.

ج: تاکید بر دوگانه اصلاح طلب یا اصولگرا:

مدنی ترین شیوه ای که برخی از هواداران جناب نورقلی پور برگزیده اند، دعوت به دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا است. هرچند این دعوت از سوی بخش افراط گرای جبهه اصلاحات پی گرفته شده است. طرفدران و هواخواهان فارس جناب نورقلی پور، از ایشان بعنوان نماینده اصلاحطلبان در مجلس و لیست امید یادمیکنند. تاکید بر این دوگانه دو اشکال دارد: اول اینکه اصولگرایان ترکمنی که بخش قابل توجهی دارند را نمی توان با این شعار جلب کرد. دوم اینکه  باتوجه به اینکه بسیاری از فارس های اصلاح طلب، گمان میکنند که این حرکت این هواخواهان، از سوی برخی از جوانان که تنها هدفشان، دمیدن بر اختلاف و پی گیری هرکسی بجز رحمت جلالی است، نمی تواند صادقانه باشد. بهمین خاطر این روش نیز نمی تواند رای حداکثری جلب کند.

د: تاکید بر دوگانه بد و بدتر:

برخی از فعالان ترکمن، به گزینه دوگانه بد وبدتر روی آوردند. به زعم آنها جناب نورقلی پور انتخاب بهترین برای ترکمن ها نیست اما  بهرحال بخاطر سنی بودن، ترکمن بودن ، از کاندیدای مقابل بهتر است. این تاکتیک از سوی برخی از افراد که نمی خواهند بعنوان کسانی که تفرقه افکن هستند بین شیعه و سنی و یا ترکمن فارس، اتخاذ شده است

لینک
   گاهی تحلیلی به ترکیب آرای بدست آمده در غرب استان ...   
هم اکنون براساس برآوردهای غیر رسمی، نسبتا میزان آراء نفر اول و دوم حوزه کردکوی، مشخص شده است. از این موضوع چند نکته می توان دریافت نمود: 
اول: همچنان پایگاه رای احزاب در منطقه غرب از پایگاه رای قومی بیشتر هست. دو نفر اول پیش از همه نماینده یک حزب یا جناح سیاسی در منطقه هستند که توانستند با استفاده از برند آن جناج بیشترین آرا را تا کنون بدست بیاورند. البته این امر مطلق نیست ولی همین امر نشانه بلوغ سیاسی در منطقه می باشد.
دوم اینکه رای گرفتن نیازمند برنامه ریزی همه جانبه و انسجام بیشتر ستادی است. رای گرفتن نیازمند عرق ریختن کاندیدا و هوادارانش می باشد. استفاده از عناوین و اشتهارات ملی درصورتی به کمک کاندیدا خواهد آمد که ستاد منسجم در کنار ان بصورت شبانه روزی کار کند. بسیاری از کاندیداها نسبت به جایگاه خود در نظرسنجی های اولیه خوش بین بودند، و بهمین دلیل تلاشی برای جذب رای از دیگر مناطق(خاکستری) بعمل نمی آوردند. تحلیل نفر دوم (البته تاکنون) این گونه نبود. او تاکتیک جذب رای از میان پایگاههای دیگر را برگزید. موفقیت او البته مدیون انسجام افراد و شخصیت های موثر در بندرگز محسوب می شود 
سوم اینکه همچنان باید به موضوع مهمی مانند اجماع و انعطاف در میان کاندیداها و هوادارانشان توجه عمیق داشت. بدون اجماع و بدون همکاری کاندیداهای انصرافی، این توفیق برای دو نفر اول میسورنبود. کاندیداهای ترکمن در این خصوص عقلانیت سیاسی بهتری از خود به نمایش گذاشتند و در میان اصولگرایان نیز برخی از کاندیداهای انصرافی با تحلیل دقیقتر، به پیروزی مجموعه خود فکر میکردند و اسیر تحلیل های ناقص نشدند.
چهارم اینکه: هواداران با مدیریت کامل فضای مجازی سعی کردند از تخریب همدیگر خودداری کنند که بنظر می رسد این احتیاط در آینده بهتر و بیشتر خواهد شد
لینک
   چرا اجماع در میان ترکمن ها دشوار است؟   

 

یک روز آقای نورقلی پور از زبان مرحوم شهید عظیم گل گفت که ترکمن ها باید انتخابات را کانالیزه بکنند. منظور ایشان این بود که ترکمن ها نباید با یکدیگر رقابت بکنند. مدل سنتی یاشولی ها می تواند نبود احزاب را در میان مردم منطقه ترکمن نشین جبران کند.

این روزها، فعالان ترکمن تلاش دارند تا به تقلید از انتخابات ریاست جمهوری و برای افزون کردن قدرت چانه زنی خود در ساختار سیاسی بالا، به نوعی اجماع دست یابند. درا ین میان بحث اجماع در میان ترکمن ها از فردای هر انتخاباتی چه در آن پیروز شده باشند و چه نشده باشند، گاهی به شادی و گاهی به افسوس مطرح می شد و خواهد شد. اما بحث اجماع در میان ترکمن ها و انچه که شهید عظیم گل گفته است یعنی یاشول گرائی در مراحل پیشا انتخابات، امری مبهم، بسیار سخت و گاهی ناممکن می باشد. همیشه نمی توان ارزوها را بر مدار واقعیت های صحنه، به یک امر موجود تبدیل کرد. اما چرا رسیدن به اجماع سخت و حتی ناممکن می باشد:

الف: ورود مفهوم سنتی برای یک امر مدرن ، همیشه کارآمدی ندارد:

مدل سنتی یاشولی ها اگرچه در میان قبائل ترکمن، وجود داشته است ولی نمی توان از یک مفهوم سنتی که دارای عناصر و پایه های متعلق به نظام قبیلگی بود، بنائی مستحکم برای مفاهیم مدرنی مانند پارلمان و یا دمکراسی ساخت. این تناقض ها شاید در زمان هایی توانسته است فانکشنال و کارا باشد اما در دوره جدید که مراجع اقتدار در میان ترکمن ها بصورت جدی به چالش کشیده شده است، رسیدن به آن سخت و طاقت فرساست.

ب: پوست اندازی هم زمان مردم عادی ترکمن و یاشولی ها.

اگر تا دیروز ترکمن ها را به سه دسته1-  بای- ارباب (اصحاب مال و قدرت)،2- فقرا و مردم عادی و3- آق ساقالها و ریش سپیدان یا خردمندان وعقلا تقسیم بندی میکردند، هم اکنون، این تقسیم بندی به تاریخ سپرده شده است.

باید به این شرایط جدید تن داد که مردم وجوانان ترکمن با ارتقاء سطح سواد از مردمان دیروز آگاه تر و پیچیده تر هستند. یاشولی ها نیز آن اقتدار دیروز را ندارند. هم اکنون ساختار جمعیتی ترکمن ها دستخوش دگرگونی شده است. جوانان ترکمن در سالهای اخیر بشدت دگرگون شده اند. آنها را علائق سیاسی و مذهبی تقسیم و از همدیگر جدا کرده است. آنها همزمان خود را بای، آق ساقال و طبقه متوسط می دانند. بهمین خاطر کار اجماع برای آنان سخت است.

ج: نبود مرجع اقتدار:

هم اکنون هیچ مرجع اقتداری در میان ترکمن و غیر ترکمن وجود ندارد. تمرکز زدائی هم در عرصه معرفت و هم در عرصه هویت، گریبان بسیاری از منسجم ترین ساختارهای جمعیتی جهان را فرا گرفته است و قوم ترکمن نیز از این عرصه جدا نیست. این نبود مرجع اقتدار، به قول یکی از اندیشمندان جامعه شناسی بنام روزنا، باعث بوجود آمدن آشوب های سیاسی (نه به معنای شورش) وبلکه هرج مرج هویتی و معرفتی شده است. علیرغم اینکه آگاهی قومی می تواند رفتار اقلیت ها را در قبال حکومت مرکزی، سامان ببخشد، ولی این فاکتور تنها فاکتور موثر نیست و نخواهد بود.

د: دشمنان متنوع اجماع:

اجماع در میان ترکمن ها باچند دشمن اصلی و قدرتمند روبرو است:

1-   جوانان و طرفداران کاندیداها که هر کدام خود را بخت اصلی مجلس می دانند.

2-   خود کاندیداها که هیچ توجیهی برای کنار رفتن به نفع دیگری که هیچ امتیاز خاصی ندارد

3-   کارگردانان و یا بازیگردانان کاندیداهای ترکمن که از آنها بعنوان اسپانسرهای احتمالی هر یک نام برده می شود و با کمک تنوع و تفاوت و اختلاف قومی بشدت پیچیده

4-   دشمنان خارجی که نمی خواهند اجماع صورت گیرد

همکاری همه این افراد، می تواند رسیدن به اجماع را سخت کند

ه: اما راه چاره چیست؟

اجماع در نهایت باید در جهت تقویت بنیانهای معرفتی و عملی دمکراسی در کشور و خود ترکمن ها باشد. اگر معتقدیم که باید انتخابات کانالیزه شود ولی به دلایل معقول و یا نامعقول، این امر دشوار است، می توان چند راه حل برای رسیدن به اجماع متصور شد:

اول اینکه ترکمن های غرب استان، نیک می دانند که مطالبات سیاسی برخی از نخبگان سیاسی مانند گرفتن پست و مناصب مدیریتی دولتی که سود مستقیم آنها تنها به حساب آنها واریز می شود، تنها راه حل توسعه مناطق ترکمن نشین، نیست و چه بسا می تواند، یکی از موانع نیز باشد. بهمین خاطر بجز اجماع با خود، اجماع با اسب برنده در میان غیر ترکمن ها نیز می تواند خود یک پیروزی باشد. با نرسیدن به اجماع دنیا تبدیل به دوزخ نمی شود و با رسیدن به اجماع و حتی اعزام نماینده شایسته، ترکمن صحرا تبدیل به روضه رضوان نخواهد شد. مضافا اینکه هر کسی نماینده مجلس شورای اسلامی باشد، اولا مسئولیت کشوری و ملی و ثانیا مسئولیت منطقه ای نسبت به سه شهرستان دارد

دوم اینکه، اجماع دو شکل متفاوت خواهد داشت:اجماع رسمی و بیان شده و اجماع غیر رسمی میان مردم عادی. بنظر می رسد در صورت شکست اجماع رسمی ، مردم می توانند اجماع غیر رسمی روی یک کاندیدا انجام دهند.

لینک
   رقابت برای کسب رای بندرگز از سوی ربانی   

 

بندرگز کلا با جمعیت 35 هزار و 544 نفری رای دهنده، اگرچه نسبت به دیگر شهرستان های حوزه غرب گلستان ، کوچکترین سهم را داراست، اما تاکنون تعیین کننده ترین مکان برای کاندیداها بوده است. هیچ یک از کاندیداهای کردکوی و ترکمن علیرغم اینکه عالم به سختی ورود به فضای بندرگز را داشتند از این منطقه غافل نشده اند.

ویژگی های سیاسی بندرگز:

1-      بندرگز تاکنون چهار نماینده از خود به پارلمان کشور فرستاده است. منوچهر متکی، عباس محمدی و نظری مهر، با یک دیدگاه سیاسی، به مدت یک دوره و یا دو دوره بر پارلمان کشور، تکیه زده اند. این امار البته از متوسط دیگر شهرستان های غرب بیشتر می باشد.

2-      شاخصه اصلی مردم بندرگز، سیاسی بودن و قابلیت انجام ریسک های مالایطاق جهت اهداف سیاسی بوده است. بنا به نقلی، بندرگزی ها این خصیصه را حتی در دوران پهلوی نیز دارا بودند.

3-      نخبگان بزرگ مذهبی و سیاسی از بندرگز در سرسرای سیاست کشور، چه در وزارت، چه وکالت و چه سفارت و معاون وزیر و شهرداری تهران و معاونت بنیاد شهید و معاون استاندار حضور داشته اند.

4-       با این حال نباید از یاد برد که بجز اوایل انقلاب که اعضای سازمان مجاهدین فعالیت داشتند، نبض سیاسی بندرگز، همیشه هماهنگ با جریان اصولگرائی در کشور، به طپش در می آمده است. اکثر نخبگان این منطقه متعلق به اردوی اصولگرایی بوده و با توجه به هیمنه منوچهر متکی و عباس محمدی، جریان های دیگر به کناری کشیده می شدند.

5-       انسجام جمعیتی برخلاف دیگر شهرستان ها و نبود فاصله طبقاتی میان شهر و روستای بندرگز، آنان را بر خلاف شهرستان کردکوی متحد ساخته است.

ماهیت پایگاه رای در بندرگز:

1-      بندرگز دو مرکز اصلی دارد. نوکنده شهر کشتی گیران بنام ملی و بندرگز که شامل روستاهای طرف می باشد. این منطقه غالبا به افراد بندرگزی الاصل رای می دهند و غیر از کسانی که بخاطر ایده ئولوژی سیاسی، با روند کلی بندرگز هماهنگ نیستند و ترجیح می دهند برای رای دادن به گرگان بروند، اکثرا ترجیح می دهند به کاندیداهای بومی خود رای بدهند.

2-      از سوی دیگر روستاهای به کوه چسبیده بندرگز، اگرچه دارای هویتی مستقل نیستند، اما همیشه بخاطر یک مسئله فنی بنام صندوق سیار، همیشه مورد استفاده کاندیداهای بندرگزی قرار گرفته اند. خوشبختانه در این دوره از 52 صندوق اخذ رای در بندرگز، تنها دو صندوق آن به صندوق سیار اختصاص داده شده است که نوید انتخابات مطمئن تری را می دهد.

3-       اما نبض سیاسی بندرگز در دوره رقابت های مجلس دهم با سکته مواجه شده است. امیدبخش ترین کاندیدای بندرگزی که سودای ورد در دور سوم به سرسرای پارلمان را داشت، با دخالت شورای نگهبان از گردونه رقابت ها جا ماند. نیروهای بندرگزی که سرمایه گذاری زیادی به روی این کاندیدا داشتند، بناگاه با یک خلاء مواجه شدند.

4-      با این حال کاندیداهای موجود بدلایلی که ذکر آن این جا لازم نیست، نه پشتوانه سیاسی و نه مردمی لازم برای پر کردن این خلاء را ندارند. تمام تلاش آنها در این چند هفته تنوانسته است، شوری درخور این شهر ایجاد کند.

5-      با ورود مجدد حجت الاسلام ربانی که با شناسنامه مرحوم پدرش به گردونه رقابت ها وارد شده است، امید می رود این شور انتخاباتی ، گسترده شود

چه کسانی به دنبال پر کردن خلاء رای بندرگز هستند؟

برخلاف دوره قبل ، هم اکنون در کردکوی دو کاندیدای شورآفرین فعالیت میکنند.

1-      جناب آقای حبیب مازندرانی که سابقه مدیریت رسانه ملی در پرونده خود دارد و

2-      جناب رحمت جلالی که در دوره قبل ، حائز بیشترین اراء از سوی شهروندان حوزه غرب استان بعد از نماینده فعلی گردیده است. این دو در تلاش هستند تا از این منطقه بکر یارگیری کنند.

3-      ورود و خروج آنها به روستاهای بندرگز نشان می دهد که نسبتا درصورت بوجود نیامدن حادثه خاصی، این دو می توانند بخشی از آراء بندرگزی ها را به خود اختصاص دهند. البته فراست رحمت الله جلالی نسبت به رقیب کردکوئی خود بیشتر نمایش داده شده است.

4-      عبدالجلال ایری نیز تلاش کرده است به روستاهای این منطقه ورود پیدا کند که بسیار بعید بنظر می رسد ، حضور آنها بتواند منجر به جذب آراء از این منطقه گردد

سوال مهم این است که چه سناریوهایی برای رای بندرگز می تواند بوجود آید:

جناب آقای دکتر نظری مهر در اوج حضور سیاسی خود که در دوره قبل نمود داشت، تنها توانسته بود 16 هزار رای یعنی کمتر از 50 درصد آراء مردم بندرگز را از آن خود کند. این درحالیست که لجستیک و پشتیبانی از وی بخاطر امتیازاتی که به بندرگز در دوره اول نمایندگی وی وجود داشت، به او این امکان را می داد  که آرای بیشتری کسب کند

چند سناریو می توان برای آراء بندرگز در نظر داشت:

سناریوی اول: ورود متکی و عباس محمدی برای حمایت از ربانی:

درا ین سناریو، که احتمال آن 50 درصد  پیش بینی می شود، سبد آراء آقای نظری مهر و غفار عسگری به حساب ربانی و ریاحی واریز شود. البته اجرای این سناریو بعید بنظر می رسد. زیرا هم اکنون آقای علیمی و ریاحی تلاش زیادی کرده اندو برای خود سبد آراء جداگانه ای تشکیل داده اند. وانگهی، آقایان غفار عسگری و حاج عباس محمدی، برنامه های دیگری نیز در سر دارند و حجت الاسلام ربانی نیز به این افراد، دلبستگی خاصی ندارد.

سناریوی دوم: همکاری اصلاح طلبان منطقه غرب+ متکی+ ربانی

گمان می رود مجمع وفاق غرب گلستان که خود را میراث بر اصلی اصلاح طلبی در منطقه می داند، با حمایت از ربانی به این سناریو دل بسته است. در صورت واریز رای اصلاح طلبان کردکوی و اصلاح طلبان بندرگز بهمراه تیم لجستیک نظری مهر، ازدواج موقت سیاسی بین اصولگرایان و اصلاح طلبان شکل می گیرد. البته دنیای سیاست دنیای ممکنات است و بعید نیست محلل این قضیه یعنی جناب ربانی از این وضعیت بیشتر از دو گروه فوق الذکر منفعت و سود ببرد. اما با توجه به عدم انسجام تشکیلاتی، این سناریو در روی کاغذ، اعتبار دارد و در میدان عمل نیازمند تلاشهای بیشتری است که در این مدت کم بعید است.

سناریوی سوم: ائتلاف برخی از کاندیداهای بندرگزی با ربانی:

اعضای ستاد بندرگزی جناب ربانی انتظار دارند دیگرکاندیداهای بندرگزی مانند دکتر ریاحی و کمانگری و علیمی به اردوی جناب آقای ربانی بپیوندند. هرچند لابی هایی نیز قبلا شده است اما باتوجه به اینکه این آقایان تاکنون 70 درصد راه را طی کرده اند، این انتظار برای هواخواهان آن بزرگواران مشروع است که چرا برای حفظ اتحاد به نیروهای موجود ائتلاف صورت نمی گیرد.

در هریک از سناریوهای فوق، باید توجه داشت که همیشه از 36 هزار رای بندرگز، سی درصد آن به بیرون از بندرگز اختصاص می یافته است. هم اکنون، معرفی کاندیدائی از جبهه متحد اصولگرایان در غرب استان، این امکان را ایجاد می کند که نیروهای اصولگرای بندرگز، به قوانین و معیارهای تشکیلاتی پایبند باشند و به کاندیدای اصولگرایان رای بدهند. وانگهی ، حبیب مازندرانی نیز با استفاده از اعتبار خود و کاندیداهای رد صلاحیت شده ای مانند شهرام شمالی که مدتی در نوکنده شهردار بوده است و همچنین دکتر ساور ، می تواند رای از این منطقه بگیرد هرچند نباید انتظار بیش از 30 درصد خروج رای از بندرگز به غیر بندرگزی را متصور بود. 

لینک
Jamasp
جستجو در وب