زن در ماناس3 - *طبرستان(اولین وبلاگ استان گلستان - گرگان )*


   زن در ماناس3   
گفتيم كه زن مناس خوابي ديد و خوابش را انگونه تعبير كردند خلاصه اينكه اين زن پاك كه پاكنژادي اش را در ديگر جاها نيز خواهيم ديد بعد از يك سال باردار شد و شكمش به اندازه عجيب و غريبي بزرگ شد در يكي از روزها او بعنوان ويار دوران حاملگي هوس خوردن قلب ببر را كرد و بهمين منظور بدنبال ان به همه حا پيغام فرستادند كه در صورتي كه شكارچيان ببري صيد كردند قلب انرا براي زن جاقيپ ببرند
در يك جائي ميفهمد كه يك صيادي ببري را شكار كرده است و بهمين منظور پيكي بسويش ميفرستد و از او درخواست ميكند كه قلب را براي ان زن بدهد قلب را به پيش مادر ماناس مياورند و او نيز ان را ميخورد وقتي او قلب ببر را ميخورد شكم او كه نسبتا سفت بود سفت تر و سفت تر شد و بگونه اي كه همه به وحشت افتادند
خلاسه پس از نه ماه و نه روز موقع زادن ماناس ميشود ولي اين پسر به حدي بزرگ است كه نميتواند بصورت طبيعي بدنيا بيايد و بهمين منظور نه روز ديگر اين زن صبر يكند و در اين نه روز درد حاملگي شديد را تحمل ميكند وقتي كه روز نهم درد حاملگي به پايان مي رسد اين پسر بجه خيلي بزرگ متولد ميشود
ادامه بعد در فردا.......
----------------------------------------------------------------------
راستي يك سري به اين وبلاگها بزنيد وبلاگ افسانه ها افسانهه ها/
لینک
Jamasp
جستجو در وب