لغت نامه شالیزار

این روزها که روزهای تنهائی من هست هیچ تفریحی جز دوجرخه سواری و ورزش ندارم.. حوصله کتاب خواندن هم ندارم.. فقط بعضی موقع می نشینم و به یاد قدیم برخی خاطرات قدیمی از افرادی که شنیدم را می نویسم. از خاطرات پیرمردها و جوانان قدیم... الکی دلخوش شدم.. امان از تنهائی ..و بی هدفی.... 


لته: محلی که توسط مرز احاطه می شود تا آب به خوبی در آن بایستد
مرزگیری: مناطق شالیزار با توجه به بلندی و پستی توسط مرز گیر احاطه می شود
اوران: همان میراب
نسق بستن: اختصاص زمینی برای شالیزار
آیش: همان شالیزار
استا مرزگیری: کسی که مناطق را مشخص می کند و دیگر مرزگیران روی علامت های مشخص شده گل می ریزن
اوتخت کردن: آب تخت کردن زمین
خاک تخت کردن: قبل از کاشت محصول آب دادن 
تیم جار: مخزن نشاء
تیم کنی : کندن تیم از تیم جار یا مخزن نشا
تیم پخش کنی: پخش کردن نهالهای نشاء در شالیزار و دست به دست دادن آن
نشاء : نشاندن نهال برنج
نشاگر: زنی که نشا می کند
تنک نشا کردن: تنک کردن نشا
انبست نشا کردن: مقدار زیادی نهال نشا در یک زمین کاشتن
سرود نشاء : سرودی که قدیما توسط دختران و پسران خوانده می شد: خداقوت شما نشاگراره.. اول منه یار و دوم شماره
شاه شالی: یک شالی که به رنگ سفید یا زرد هست شگون دارد
وسط جر: یک والی که در میانه زمین کشیده می شودتا آب به راحتی به آخر زمین برسد
وال اوپخش کن: یک والی که در وسط زمین هست تا آب را به مرزهای پایانی هدایت کند
شالی وجین: وجین کردن شالیزار
کال دمبه: گیاهی هرز شبیه شالی که در کنار شالی می روید.. اصطلاح کالدمبه شالی پلی اوخارنه: یعنی یک علف هرز بواسط شالی متنعم می شود
چکا: نوعی دیگر از گیاه هرز که نرم است
سم زدن.. سم زنی .. کود شنی و.. 
اشکم بیی تن شالی: وقتی شالی به اصطلاح آبستن می شود
جیکا رم دنی: وقتی شالی سر می کشد گنجشک ها با سروصدا از مزرعه دور نگهداشته می شوند
سرکشیدن شالی : یعنی خوشه کشیدن شالی 
شوپا: برای راندن گرازها شب ها مزرعه دارانکوهپایه به سر زمین می روند 
ساعت دهی: چاشت نشا و درو
سربزن درو: در درو باید فقط خوشه را زد نه پائین تر و گرنه عقب می مانی
چینگاله : همان کسو است که دسته ای که دروگر بعد از درو جمع می کند
کرکوب: خرمن کوب
کر: خرمن 
کرزنی: خرمن کوب کردن خوشه های دروشده شالی 
قرضی: هم نشا و هم درو و هم مرزگیری قرضی بود یعنی کشاورز به نشا و درو و مرزگیری همسایه می رفت تا دیگری درعوض برسر کار وی بیاید
چینگاله جمع کنی: همان کسو جمع کنی است
کمل: کاه برنج
کمل دسته کردن: دسته کردن و بسته بندی کردن کاه برنج
جرکنی: کندن وال در انتهای شالیزار برای جلوگیری از ورود آب به داخل زمین همسایه
کرکوپا: جمع کردن دسته های شالی و به شکل آلاچیغ درآوردن آن 
اودنگ: آسیاب شالی 
واشله: همان واش ورین و همان داس 
بلو: بیل سرکج که به شکل تیشه درآمده برای مسطح کردن شالیزار

/ 8 نظر / 21 بازدید
fars-download

فارس دانلود افتتاح شد با ما سرعت را در دانلود تجربه كنيد تمام نرم افزارها و برنامه هاي كاربردي و جديدترين آپديت آنتي ويروس هارا از ما بخواهيد.هر هفته به 3 نفر از اعضاي فعال سايت به قيد قرعه به هركدام يك عدد كارت شارژ ايرانسل هديه تعلق ميگيرد فرصت را از دست ندهيد www.fars-download.com

گرگان ما

ای بابا آقا شما و همکاراتان که تا حوصله تون سر میره میرین استخر [نیشخند]

گرگان ما

آدم قدر وطن رو وقتی میدونه که ازش دور میشه توی غربت شاید حتی آدمیزاد برای صدای بوق ماشینهای وطن و قو قولی قوی خروس همسایه هم دل تنگ بشه.

جامه دران

حاجی جان مگم که چرا تنهایی برار؟! نکنه شعری که سرودی کار دستت داده!![نیشخند]

اميد

اقا سلام اول اينكه خيلي چاكريم دوم اين كه ،مطلب زيبا اين پست را تو نشريه دهكده با اجازه شما استفاده مي كنم . موفق و پايدار باشيد

رضا مومن

سلام قربن اون همه مهربونیات پسر عمه جان. واقعا از مطالب جالبت خوشم اومد عشق به وطن و زادگاه همیشه تو وجودت هست. موفق باشی در پناه حق