شعر انتخابات از ملک الشعرا بهار...

ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد

انتخابات دگر بار شروعیدن کرد

حقّه و دوز و کلک باز شیوعیدن کرد

وقت جنگ و جدل و نوبت فحش و کتک است

انتخابات شد و لابی هر مخملک است

 

صاحب الرایا! رو صبح نشین روی خرک

رایها پیش نه و داد بزن های جگرک

پوت قند آید از بهر تو و توپ بَرَک

می‌دود پیشتر و می‌دهدت بیشترک

 

انتخابات شد و ......

 

این وکالت نه به دانستن و خوش تعلیمی است

نه به دانستن تاریخ و حقوق و شیمی است

بلکه در تنبلی و کم دلی و پر بیمی است

یا به پوتین و کلاه و فکل و تعلیمی است

انتخابات شد و......

 

تو برو جا به دل مردم بازاری کن

گه ز خود گاه ز من یاد به هشیاری کن

گر وکالت به من افتاد تو پاداری کن

ور به اسم تو در آمد تو ز من یاری کن

اسم ما هر دو اگر بود دگر یک به‌یک است

انتخابات شد و اوّل .....

 

حضرتا دلخوش باش که فالت فال است

از زر و سیم دگر جیب تو مالامال است

هر که آقاست نکو طالع و خوش اقبال است

که نمایندگی مجلس و قیل و قال است

گاه میرآخور و بیرونی و چوب و فلک است

انتخابات شد و .....

 

نوبهارا بود اندر سخنانت نمکی

اُف بر او کآورد اندر سخنان تو شکی

هر چه داری ده و بستان ز وکالت کمکی

ملک‌هایی که تو بینی همه دارد درَکی

این وکلات ده پر فایده‌ی بی‌درک است

انتخابات شد........

ملک الشعرای بهار

/ 2 نظر / 3 بازدید
جامه دران

حاجی این شعری که در وبت گذاشته ای حرفها دارد بالام جان! یاد نامه های بدون سلام می اندازی مان اخوی![نیشخند]

پویا اخلی

نام توعاری زظلمت نام توطاهره است_نام توزهربرای دشمنان فاطمه است0توکه کوه علمونوری بنت خاتم النبی_چون که خدام توام همنام آن عارفه است0من توانم نیست نامت به سرودم آورم_معنی نامت کتاب است که بی خاتمه است0چون که خادم عطشانت دربیابان مانده است_آبی ونایی نداردازتشنگی آکنده است0گویدای والاترین من نوکربنت نبی_ماعی ازجنت براوشدناتشنگی هفت ساله است0توکه ازسوی خدابرماشدی پس هدیه ای_تحفه ای ازآسمان آن هدیه نادره است0توکه حکمت النبیین درتوسوسومیزند_توکه علمت مجمع پغمبران عصاره است شاعرپویااخلی سلام.اگه میشه منوبه اسم'شاعرنوجوان گلستانی لینک کنید،بعدخبربدیدماهم لینکتون کنیم.ازاینکه بامن تبادل لینک میکنید متشکرم.www.sher-pouya.mihanblog.com