توبیا تا که خرافات به افسار آید

آید آن اسب طلازین... با سواری که قدش طعنه به صد سرو زند؟

آن امیری که به شمشیر محبت .... به خراسان و بدخشان و سمرقند و فرامرو زند؟

آید آن میرقباسبز علم دوش و به رخ مهر؟

تا به قانون جدیدش... همه ی آنچه که ایمان لقبش هست به یک دلو زند؟

همه ازکشتن و سوزاندن و گردن زدن و قهر ولی می گویند

و کسی نیست که از نوشدن جان پس از ایمان جدید

یا بهاری که پس از فصل سیه می آید

برق شادی دوچشمان کشاورز پس از فصل درو

بهجت قلب غزال از پی آزادشدن

جرعه ی آب پس از طی شدن روزه ی تابستانی 

بگوید

و دریغا توغریبی هستی که 

نشانی تو تنهاقهر و شمشیر تو شد

و تورا در پس شمشیر تو پنهان کردند

لطف را در سایه قهر تو قربان کردند

باده در جام ندیدند ولی آن کردند

شایعه پشت سرت وای فراوان کردند

خوف و ترس تو به شیراز و خراسان کردند

ای ولی ! ای کهنه می

تو بیا تا خبر از نوشدن شوق به بازار آید

توبیا تا به دل بیوه زنان ذوق به دیدار آید

توبیا تا همه ی کفر به اقرار آید

تو بیا تا مٍیٍ دانش  به سرشار آید

توبیا تا که امان به ترک و تاتار آید

تو بیا تا که خرافات به افسار آید

/ 6 نظر / 17 بازدید
اميد

با سلام نخستين جشنواره وبلاگ نويسي روستا در استان گلستان يكم الي بيست آبان ماه 91، جهت اطلاعات بيشتر و ثبت نام به آدرس هاي ذيل مراجعه نماييد. www.roostablog.ir ياwww.kanounefarid.com دبير خانه جشنواره خانه جوان فريد روستاي كفشگيري

جامه دران

[گل]