علی ابن ابی طالب در فرهنگ مازندرانی های گرگان

عشق مردم غرب گرگان به حضرت علی بیش از همه در سینه به سینه خواندن اشعار امیر و گوهر یافت می شود... فضائل علی ابن ابی طالب بیشتر در سوال و جواب این دو عاشق افسانه ای مازندرانی آمده است...
 
امیر که برای قراری به خانه پدر گوهر می رود عاشق دختر ارباب می شود.. گوهر نیز پنهانی او را می خواهد... امیر در باغ خربزه و هندوانه ارباب مشغول به کار می شود.. گوهر هر روز برای او ناهار و چاشت می آورد.. یک روز یک سوار به باغ او می آید و میگوید...برو یک خربزه برای من بیاور... امیر می گوید که باغ من هنوز دوبرگه هست و خربزه ای در کار نیست..
 
 
او می گوید تو برو خربزه بیاور... او به باغ سر می زند می بیند باغش پر از خربزه و هندوانه هست... چند هندوانه می چیند و می آورد.
سوار آن را چند قاش می کند. یک قاش را خود می خورد.. یک قاش را به چوپان می دهد و یک قاش را به امیر... امیر نیمه قاش را می خورد و نیمه دیگر را برای گوهر می گذارد... بعد از اینکه قاش را خورد دگر گون می شود و زبانش بجای حرف زدن شعر می گوید.. گوهر نیز بعد از خوردن قاچ خربزه شاعر می شود و سوال و جواب این دو عاشق و معشوق حول علی ابین ابی طالب می گردد.... 
 
/ 0 نظر / 3 بازدید