تجلیل از ربانی امام جمعه سابق بندرگز و رحلت همسر شهید شریعتی فرد

قرار است از حاج آقای ربانی اولین امام جمعه شهرستان بندرگز تجلیل شود که کاری نیکو است و امیدواریم که این سنت حسنه ادامه داشته باشد . در این میان شنیدم که مادر دوست عزیزمان آقای دکتر شریعتی فرد هم مرحوم شدند. 

عین خبر سایت پژواک را برای شما می آورم... http://www.pejvaksokhan.com/pejvak/News.aspx?NID=7299

نیمه اول تیرماه؛  شیرزن ایثارگر بندرگزی به دیار حق شتافت   

عبدالجواد عموزاد خلیلی: شامگاه بیست و ششم آذرماه سال 60 بود که حاج حبیب ا... آخرین نگاه را به چشمان بی تاب همسرش انداخت و با خانواده خداحافظی کرد تا صبح فردا در تشییع جنازه علامه طباطبایی حاضر باشد. 
حیرانی حاج حبیب ا... همه را بهت زده کرده بود. محمدرضا رو به پدر کرد و گفت: پدرجان برویم. ساعت 11:30 دقیقه شب راه بندان عجیبی حوالی امامزاده آمل ایجاد شده بود.
دو نفر که لباس سپاه را به تن داشتند در میان انبوه ماشین ها خودشان را به ماشین محمدرضا رساندند و از حاج حبیب ا... می پرسند قبل از انقلاب کجا بوده و چکار می کرده، حاج آقا و محمدرضا که کاملا به آن ها به عنوان یک پاسدار اطمینان داشتند تا جایی که حکم ماموریت خودشان را به آن ها نشان دادند. اما آن ها که از اعضای سازمان مجاهدین خلق وابسته به شاخه اشرف دهقانی بودند دست و پای پدر و پسر را بسته و آن ها را به داخل جنگل می برند.
چند دقیقه بعد طنین ا... اکبر از داخل جنگل می آید و ناگهان با صدای چند شلیک پیاپی صدای آن ها برای همیشه قطع می شود و الان 31 سال است که از این حادثه هولناک می گذرد. 
طی این سال ها کسی نفهمید در دل پر خون حوریه ربانی چه می گذرد. شیرزن ایثارگری که مانند حضرت زینب در دادگاه منافقین قاتل شرکت کرد و از خون شهدایش دفاع نمود. 
او در جواب منافقی که دادگاه را فرمایشی و تمسخر آمیز خواند، گفت: اگر خون امام حسین (ع) پایمال شد پس خون شهدای ما هم پایمال می شود. ایثار و گذشت این بانوی فداکار و پاکدامن به حدی بود که وی برای منافقی که همسر و پسرش را ناجوانمردانه به شهادت رسانده بودند، قرآن خواند و طلب مغفرت کرد چرا که او نادم شده بود و از ایشان خواست او را ببخشد. حتی وقتی خانواده یکی از منافقین دستگیر شده با بسته های پول به خدمتش رسیدند تا رضایتش را بگیرند او در جواب گفت که اگر این دنیا مادی فانی نبود الان همسر و پسرم اینجا بودند، بروید که من شکایتم را نزد خداوند متعال خواهم برد. 
حوریه ربانی دختر آیت ا... ربانی امام جمعه فقید بندرگز در سال1331 با حبیب ا... شریعتی فرد روحانی اهل روستای اندرات هزارجریب ازدواج می کند. بعد از ازدواج حدود ده سالی را در مشهد مقدس با سختی و مشقت روزگار می گذرانند. 
در سال 1341 به همراه همسرش به نجف اشرف می رود. در این سال ها همسایه دیوار به دیوار امام خمینی بودند و به گفته خودش هر شب به همراه امام به نماز جماعت می رفتند. در سال 1354 صدام دستور اخراج طلبه های ایرانی را می دهد و خانواده شریعتی فرد به گرگان باز می گردند. 
حوریه ربانی بارها در تظاهرات علیه رژیم ستمشاهی حضور داشته و همواره بچه ها را به این کار تشویق می کرده است.
بعد از پیروزی انقلاب منافقین بارها برای این خانواده مزاحمت ایجاد کردند و تا مرز ترور این پدر و پسر پیش رفتند تا این که در شامگاه 26 آذر 60 به هدف شوم خود رسیدند. 
این بانوی فداکار بعد از 31 سال تحمل درد و رنج و آسیب های روحی ناشی از شهادت همسر و فرزندش نیمه اول تیرماه دار فانی را وداع گفت و به دیار آخرت نقل مکان کرد. روحش شاد و یادش جاویدان.

/ 1 نظر / 27 بازدید